close
تبلیغات در اینترنت
قالی
تبلیغات

قالی

قالی

نشست تا بنوازد دوتار قالي را ،

و نُت به نُت بنويسد خطوط خالي را .

نشست تا بزند بر طلوع گنبد شهر ،

شعاع خاطره را ، رنگ پرتقالي را .

كه رنگ رنگ شود قالي سليمانش ،

كه تا در اوج ببيند شكسته بالي را .

صداي كودكي از سمت گريه جاري بود ،

به اين معادله خو كرده بود سالي را .

تنيد بغض دلش را به تار و پود دوتار ،

دلي شكسته تر از كاسه ي سفالي را .

گرفت قفل ضريحي كه سبز مي تابيد ،

پر از حضور خدا ديد دست خالي را .

قبول شد همه ي نذر عاشقانه ي زن ،

فرو كشيد سر انجام دار قالي را .

صداي كودكي از سمت خنده دف مي زد ،

تمام سمفوني آن شب خيالي را .



برچسب ها : ,,
بخش نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.