close
تبلیغات در اینترنت
شعر من تشنه ام:
تبلیغات

شعر من تشنه ام:

من تشنه ام

به یاد چوپان و دروغ هایش، دهقان و فدا کاری هایش و سارا و انار هایش.

 

اززنگ اولي كه نشستم در اين كلاس

گل بود و سبزه بود وخدا باكمي سپاس

باباكه آب داد ولي نان نداشتيم

اين داشتيم آه ولي آن نداشتيم

از آسمان ژرف نگاهت دلم گرفت

از تخته هاي سبزو سياهت دلم گرفت

سارا انارداشت ولي من نداشتم

حالي براي از توشنيدن نداشتم

در دفترم هنوز، مدادي  نمي دويد

در شاخ وبرگ باغچه بادي نمي دويد

من بودم وشكسته ترين مدادها

آوازهاي تلخ وحزين مدادها

وقتي كه گرگ ها  همه باهم يكي شدند

در كوه هاي واهمه با هم يكي شدند

دهقان چشم هاي توآمد به دادمن

آخر صداي پاي توآمد به داد من

تو از تبار خوب نمي دانمي غزل

از لهجه ي جنوب نمي دانمي غزل

برگرد وباز آينه ها را نشان بده

پروازهاي تا به خدارا نشان بده

اي كاش باز رودكي ام راغزل كني

دوران پاك كودكي ام را غزل كني

من تشنه ام كه باز بهاري بياوري

سارا تراز هميشه اناري بياوري

از تخته هاي سبز وسياهي كه روبه روست

باران وبرف وپنجره ، باري بياوري

حتي  برای ریز علی های خسته مان

از ریل های دور قطاری بیاوری

بر تك درخت تشنه  ي اين دشت ناگزير

يك استكان صداي قناري بياوري

ازدود و  از روايت آهن دلم گرفت

اي كاش باز اسب  وسواري بياوري

از جام واز هزار اساطير اين ديار

من تشنه ام كه باز دو تاري بياوري

چيزي شبيه كودكي ام در كلاس ها

از اين قبيل باز نداري بياوري؟

اي شمس باز مولوي ام را غزل بده

تك بيت هاي مثنوي ام را غزل بده

من تشنه ام كه باز بهاري بياوري

سارا تر از هميشه اناري بياوري



برچسب ها : ,,,,,,,,,
بخش نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.