close
تبلیغات در اینترنت
شعر زبان ایل:
تبلیغات

شعر زبان ایل:

زبان ایل

 انگار هیچ گاه مسافر ندیده اند

یا لااقل غریبه ی شاعر ندیده اند

اینان که  سمت چلچله ها سنگ می زنند

حتماً پرنده های مهاجر ندیده اند

انگار هیچ وقت اهالی این دیار

در این مسیر خسته ی زائر ندیده اند

در کوچه  باغهای کلاتی شبیه من        

یک اسب، یک سواره ی نادر ندیده اند

اینان که پشت پنجره ها سبز می شوند

در خاطرات دهکده عابر ندیده اند

من با زبان ایل خودم گفتم آنچه بود

هر چند دیده ام که عشایر ندیده اند

 



برچسب ها : ,,,
بخش نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.